آخرین خبرها
خانه / اسلایدر صفحه اول / بیو تروریسم چیست؟ – بخش سوم
بیو تروریسم چیست؟ – بخش سوم
بیو تروریسم

بیو تروریسم چیست؟ – بخش سوم

 ویژگی های عوامل میکروبی

  • توانایی ایجاد تلفات زیاد؛ در بین انواع سلاح‏های نوین، میکروب‏ها و فرآورده‌های میکروبی، رقمی بهت آور از مرگ و میر را در پی خواهند داشت؛ مثلاً ۱۵ گرم از سم تولید شده توسط «باکتری کلستریدیوم بوتولینوم» می‌تواند تمام مردم جهان را به کام مرگ بکشد ! یا به‏طور مثال، اگر در شهری ۱۲ میلیون نفری یک «موشک اسکاد» با کلاهک محتوی ۳۰۰ کیلوگرم «گاز اعصاب سارین» منفجر شود، بین ۶۰ تا ۱۰۰ هزار نفر را خواهد کشت. اگر همین کلاهک حاوی یک بمب ۱۲ کیلوتنی هسته‌ای باشد، ۲۳ تا ۸۰ هزار نفر را از بین می‌برد؛ اما اگر چنین کلاهکی با تنها ۱۰۰ کیلو «اسپور سیاه زخم» بار شود- بسته به شرایط جوی- بین ۴۲ هزار نفر تا ۳ میلیون نفر را خواهد کشت؛
  • توانایی در ایجاد بیماری و عوارض طولانی مدت و نیاز به مراقبت‏های گسترده؛
  • توانایی برخی عوامل در انتشار از طریق ناقل یا فرد آلوده؛ این امر باعث می‌شود تا آلودگی از فردی به فرد دیگر منتقل شود و همین امر کمک می‌کند تا با حجم اندکی از میکروب، بتوان شهری را از پای درآورد؛
  • عدم وجود فناوری کافی و سیستم‏های شناسایی کارآمد؛ تقریباً اکثر کشورهای جهان که مورد این تهدیدات هستند، از فناوری نوین تشخیص بی‏بهره‏اند. گذشته از سطح پایین علمی این کشورها، عدم فروش تجهیزات پیشرفته از سوی کشورهای توسعه یافته سبب شده است که تشخیص سریع یک حملۀ بیوتروریستی با تأخیر صورت پذیرد؛
  • کاهش نقش خودامدادی و دگر امدادی و افزایش حس ناامیدی در مردم؛
  • وجود یک دوره نهفته بیماری که باعث می‌شود درمان و پیش‏گیری از انتقال بیماری با تأخیر انجام شود‏؛ معمولاً در خوش بینانه‏ترین حالت، وقتی کادر دفاعی از بروز یک تهاجم میکروبی آگاه می‌شوند که یک اپیدمی رخ داده است. طبعاً در این حالت، کمک رسانی و مهار بیماری بسیار دشوار و با بروز استرس‏های اجتماعی همراه است؛
  • توانایی در ایجاد علائم عمومی و غیر اختصاصی و اصولاً مشکل بودن تشخیص؛ تقریباً تمام بیماری‏های عفونی در شروع، علائم بالینی یکسانی نشان می‌دهند؛ مثلاً سیاه زخم در آغاز، علائمی همچون یک زکام عادی را بروز می‌دهد. بعد از یک دوره یکی دو روزه که فرد احساس بهبودی می‌کند، ناگهان با شتابی فراوان، تمام بدن را دربر می‌گیرد و فرد را می‌کشد. در اینجا، مهارت کادر درمانی در تشخیص افتراقی بیماری‏ها، بسیار تعیین کننده خواهد بود؛
  • امکان تولید میکروب‏های نوپدید یا انتشار عوامل بازپدید؛ میکروب‏های نوپدید به میکروارگانیسم‏هایی گفته می‌شود که در آزمایشگاه‌های بیوتکنولوژیک، از تغییر گونه‌های وحشی به‏دست می‌آیند. با کمک مهندسی ژنتیک می‌توان باکتری یا ویروسی را تولید نمود که در حکم یک گونه یا زیرگونه جدید باشد. «ایدز»، «سارس»، «ابولا» و‌‌.. از این دسته‏اند. اما میکروب‏های بازپدید به آن گروهی گفته می‌شود که ریشه کن شده یا تقریباً بطور کامل مهار شده‏اند؛ ولی توسط گروه‏هایی که به بانک‏های میکروبی جهان دسترسی دارند، دوباره منتشر می‌شوند؛ مثلاً «آبله» در جهان ریشه کن شده است؛ اما با این حال چند کشور، از جمله ایالات متحده هنوز مقداری از این ویروس را در بانک میکروبی خود نگهداری می‌کنند. نشت یا انتشار عمدی آن در جهانی که نزدیک به ۴۰ سال است واکسن آبله را دریافت نکرده، فاجعه بار خواهد بود؛
  • موجب تخریت صنایع و تجهیزات نمی‏شوند.

پیچیدگی‌های برخورد با عوامل میکروبی

  • مقادیر اولیۀ عامل، اندک است و در نتیجه در لحظات اولیه، هجوم قابل ردیابی نیست؛ اما در مدت کوتاهی، اگر میکروب زنده باشد، تکثیر می‌شود و حوزه گسترده‌ای را خواهد پوشاند؛
  • آثارشان دیر ظاهر می‌شود. معمولاً بیماری یک دورۀ نهفته دارد که از لحظه آلوده شدن تا بروز علائم را شامل می‌گردد و همین موضوع، زمان تشخیص را به تأخیر انداخته و در عین حال، باعث انتشار بیماری خواهد شد. طبعاً هر چه زمان کمون (زمان نهفتگی) بیماری بیش‏تر باشد، خطر بروز همه‏گیری بیش‏تر خواهد بود؛
  • مهار آن مشکل است. افراد آلوده به‏صورت بیمار یا ناقل، بدون آن‏که بتوان ایشان را تحت کنترل قرار داد، در منطقه جابه‏جا می‌شوند یا به عقب خط باز می‌گردند و با این کار، باعث گسترش شدید عامل می‌شوند.
  • عموماً قابل انتقال و سرایت از یک فرد به فرد دیگر هستند؛
  • غیر قابل تشخیص با حواس پنجگانه هستند. یعنی رنگ و بو ندارند.

راه‌های انتشار عوامل بیولوژیک در یک حمله تروریسی

این عوامل از طریق جنگ‌افزارهای گوناگون منتشر می‌شوند؛ از جمله بسته‌های مراسلاتی، هواپیماهای سبک سمپاش یا بدون سرنشین مخزن‏دار، اشیا  و وسایل مصرفی، بهداشتی و آرایشی، آفات نباتی، حشرات و جوندگان ناقل و تنقلات، مانند شکلات‏ها .

اصولاً جاسوسان و عوامل خود فروخته داخلی می‌توانند با هر وسیله‌ای به انتشار میکروب‏ها یا فرآورده‌های کشنده آن‏ها مبادرت نمایند. از این بین، مراسلات پستی، لوازم آرایشی، البسه‌های دست دوم، بسته بندی‏های صادراتی، سیگار و تنقلات، گزینه‌های مورد توجه هستند. می‌توان حجم معینی از اسپور باکتری‏ای، مانند «باسیلوس آنتراسیس» را در پاکت نامه‌ای ریخت و به مقصد هدف پست کرد یا در ترکیب مواد سازنده شکلات‏ها و تنقلات، مواد مضر با تأثیر دراز مدت را قرار داد یا به همراه علوفه دامی، حشرات ناقل بیماری‏های دام و طیور را به کشوری فرستاد تا صنایع آن کشور را فلج نمایند.

نشانه‌های یک تهاجم بیولوژیک

گفته شده که امکان تشخیص سریع عوامل میکروبی، بسیار محدود و در صورت وجود نیز کار با آن‏ها بسیار پیچیده و دقیق است؛ لذا مشاهدات کادر پزشکی و نیروهای بهداشتی، درمانی بسیار کمک کننده خواهد بود. نشانه‌های زیر می‌تواند دلیل بر یک تهاجم بیوتروریستی باشد:

  • ازدیاد حشرات بطور غیر عادی در منطقه، به‏خصوص حشراتی که قبلاً در منطقه دیده نشده‏اند؛
  • وجود اجساد حیوانات مرده به‏صورت غیر عادی در منطقه یا حیوانات غیر بودمی مرده و زنده در اطراف مراکز مسکونی و پادگانی؛
  • احساس تغییر طعم و مزه آب و مواد غذایی؛
  • خشک شدن ناگهانی گیاهان؛
  • مردن احشام و دام‏ها در منطقه؛
  • بیمار شدن ناگهانی افراد؛
  • مشاهده افراد مبتلا به بیماری با علائم مشترک و به تعداد زیاد؛

مدیریت بحران و اصول مبارزه با بیوتروریسم

مدیران نظامی و انتظامی کشور، بایستی در قبال تهدیدات بیوتروریستی، به چهار پرسش اصلی پاسخ دهند: چه کسی، چه وقت، چطور و کجا اقدام به چنین حمله‌ای می‌کند؟ دانستن پاسخ این چهار پرسش، کادر دفاعی را پیشاپیش در برابر تهدیدات آماده می‌سازد و کمک می‌کند تا منافذ نفوذ بسته شوند. در اینجا، اصول پنجگانه‌ای را می‌توان برای چنین مبارزه‌ای تعریف نمود:

  • آگاهی: دانش و آگاهی از روند پدیده بیوتروریسم، شناخت تهدیدات، منافذ خطر و کلاً یافتن پاسخ چهار سؤال کلیدی فوق، گام نخست چنین مبارزه‌ای است؛
  • آمادگی: رسیدن به سطح مطلوبی از توانایی دفاعی با تمرینات و رزمایش‏ها، دست‏یابی به علوم جدید، دست‏یابی به فناوری نوین تشخیص و دفاع و درمان، تهیه لوازم و ملزومات چنین جنگ مخفی و ساکتی، دومین گام مبارزه و دفاع خواهد بود؛
  • مهارت: اعتماد به نفس، غلبه بر ترس و مهارت در هدایت بحران به سمت عادی سازی شرایط، سومین و مهم‏ترین گام چنین مبارزه‌ای است؛
  • شک: متولیان دفاعی کشوری که همواره در پنهان و آشکار، مورد تهدیدات اجانب است، بایستی به هر پدیده‌ای، حتی پدیده‌ای که در نگاه اول، طبیعی جلوه می‌کند با نگاه شک بنگرند. چنین نگاه شک آلودی باعث می‌شود بسیاری از منافذ ورود دشمن باز شناخته شود و اصول ایمنی هرچه بیش‏تر رعایت گردد. دیگر نباید از کنار هر اپیدمی کوچک و بزرگی، به سهولت گذشت؛
  • کتمان و رازداری: وقتی نخستین هدف دشمن از حمله تروریستی، ایجاد ترس در مردم عادی است، مهم‏ترین عمل کادر دفاعی آن خواهد بود که از انتشار خبر حمله و شایعه‌سازی دربارۀ آن خودداری نمایند؛ به‏خصوص کادر درمانی که با مصدومین چنین حمله‌ای روبرو هستند؛ از انتشار خبر حمله، بیان تعداد مصدومان، نوع بیماری، بزرگ‏نمایی واقعه نزد مردم عادی و بیان تشخیص‏ها و علائم بالینی و درمان‏ها در جراید- در بیش‏تر موارد، دشمن از طریق جراید نتایج حمله خود را ارزیابی می‌کند؛ به‏خصوص که خواسته باشد تأثیر سلاحی جدید را بر مردم بیازماید- جداً باید پرهیز نمود.

بیوتروریسم با اهداف اقتصادی:

در این نوع از بیوتروریسم هدف نابود کردن پایه‏های اقتصادی کشور یا منطقه‏ای می‏باشد . در بعضی از کشورهای در حال توسعه که غذای اصلی مردم را محصولات کشاورزی نظیر برنج تشکیل می‏دهد ممکن است با ایده‏های تروریستی، به آسیب بیولوژیک غلات و از بین بردن آن‏ها بپردازند و مسبب قحطی، سوء تغذیه، کاهش ایمنی و عفونت‏های مکرر گردند. در کشوری،مانند ایران،مزارع گندم و برنج،به عنوان اساس تغذیه مردم می‏تواند مورد حملات بیوتروریستی قرار گیرد . بیماری تب برفکی در جمعیت حساس کشوری که این بیماری را ندارد،سبب ضربه سنگین اقتصادی می شود؛چنان‏که در سال‏های ۲۰۰۰ الی ۲۰۰۷ م. انگلستان مورد حمله قرار گرفت و میلیاردها دلار خسارت مالی دید . در این سال‏ها،«انگلستان»برای جلوگیری از انتشار بیماری،مجبور شد بیش از یک میلیون راس گاو را معدوم نماید.

سرویس‏های اطلاعاتی غرب، متهم اصلی بیوتروریسم

به رغم این‏که کشورهای غربی،به ویژه آمریکا،از هر استدلالی برای اتهام زنی به گروه‏های به اصطلاح تندرو استفاده می‏کنند، اما یکی از جالب‏ترین نکات این است که بزرگ‏ترین استفاده کنندگان از مواد شیمیایی میکروارگانیسم‏ها و تروریسم بیولوژیکی علیه جان انسان‏ها، سازمان‏های اطلاعاتی کشورهای قدرتمند غربی و رژیم صهیونیستی هستند که از این راه برای حذف بی سر وصدا و بدون ردپای رقبا و مخالفانشان بهره می‏برند.
مرگ مرموز مامور سابق ک.گ.ب. در لندن:

مرگ الکساندر لیتویننکو (Alexander Litvinenko) جاسوس سابق اداره امنیت فدرال روسیه در انگلیس، در سال ۲۰۰۷م. یکی از پر سر و صداترین جریان‌های خبری به شمار می‌رود. الکساندر والتروویچ لیتویننکو، جاسوس سابق اداره امنیت روسیه بود که پس از ۲۳ روز جدال با مسمومیتی که ناشی از «پلوتونیوم۲۱۰» گزارش شد،در گذشت. از آن‏جا که لیتویننکو جاسوس سابق روسیه، از منتقدان صریح دولت روسیه بود، رسانه‏های غربی انگشت اتهام را به سوی مقامات روسی نشانه گرفتند؛گرچه دولت روسیه هیچ‏گاه این موضوع را نپذیرفت و به شدت آن‏را رد کرد.

به گزارش آسوشیتدپرس، تیم پزشکی الکساندر در توجیه علت وخامت اوضاع جسمانی وی اعلام کردند که لیتویننکوی ۴۳ ساله با حمله قلبی روبرو شد و پلیس لندن نیز اعلام کرد علت مرگ لیتویننکو نامعلوم است. بر اساس این گزارش،این جاسوس سابق شوروی اعلام کرده بود که در تاریخ اول نوامبر،حین انجام تحقیقات در خصوص مرگ آنا پولیتکوفسکایا روزنامه نگار فقید روس و از دیگر منتقدان «کرملین»مسموم شده است. به گفته وی پس از این اتفاق،موهای سر و بدنش به تدریج شروع به ریختن کرد، گلویش متورم و سیستم اعصاب و روانش به شدت آسیب دید. وی هم چنین در گفت‏وگو با مجله «تایمز»گفت که کرملین مستقیما در مسمومیتش دست داشته است. پس از این حادثه،سرویس اطلاعات خارجی روسیه (SVR) طی بیانیه‏ای، هر گونه دست داشتن در مرگ مخالفانش را رد کرد.

شکست های پی در پی سی. آی. ای. در ترور کاسترو:

کوبا یکی از کشورهایی قاره آمریکاست که به علت نوع دیدگاه سیاسی و نزدیکی جغرافیایی با آمریکا و به ویژه روابط نزدیک با شوروی در دوران جنگ سرد، جایگاه ویژه‏ای پیدا کرد. ایالات متحده آمریکا نیز تمام تلاش خود را برای ساقط کردن دولت مستقل این کشور و ترور یا سرنگونی رهبران ضدآمریکایی کوبا به کار برد تا جایی که این تقابل و ایستادگی در برابر زور گویی‏های آمریکا در دهه ۱۹۶۰ م. جهان را تا مرز یک جنگ هسته‏ای و تقابل دو قطب شرق و غرب،یعنی آمریکا و شوروی پیش برد. یکی از عمده‏ترین دلایل تقابل دو کشور کوبا و آمریکا را باید در روی‏کرد منحصر به فرد و استعمارستیز ‘فیدل کاسترو’ بنیان‏گذار انقلاب کوبا جست‏وجو کرد.فیدل کاسترو متولد سال ۱۹۲۶ میلادی است و در سال ۲۰۰۸ م. رسما خود را بازنشسته کرد و از نظر طول مدت زمامداری، دارای جایگاه سوم در بین رهبران و مقامات کشورهای جهان است. مدتی قبل اخباری جالب منتشر شد که در آن عنوان شد؛ فیدل کاسترو تاکنون ۶۳۸ بار مورد حمله تروریستی قرار گرفته و از آن جان سالم به در برده است که البته عمده آن‏ها به وسیله سرویس اطلاعاتی آمریکا برنامه ریزی شده اند. در میان روش‏های اتخاذ شده برای ترور کاسترو؛ سمی کردن سیگار، اعطای سیگار و هدایای قابل انفجار، آلوده کردن لباس‏های شنا و جاسازی مواد منفجره در کفش، و توپ بیس بال و انداختن قرص بوتولینوم در نوشیدنی وی… دیده می شود.

«رویترز» نوشت: حتی در یکی از این اقدامات تروریستی،تلاش شد تا با استفاده از یک پودر سمی، ریش‏های بلند کاسترو را آلوده کنند تا با ریزش ریش‏های وی، از مجبوبیت کاسترو در کوبا و دیگر کشورهای جهان کاسته شود. سایت خبری رسمی کوبا «آنسا» نیز گزارش داد که رهبر انقلابی ۸۵ ساله کوبا در زندگی سیاسی خود،یعنی از سال ۱۹۵۹م. تا سال ۲۰۰۶ م. در مجموع از ۶۳۸ سوءقصد جان سالم به در برده است و به نقل از روزنامه دیلی تلگراف، بخشی از این اقدامات تروریستی در قالب یک سریال هشت قسمتی با عنوان «او که باید زندگی کند’-He Who Must Live- »ساخته شده است.

موساد، ترورهای بیولوژیک و مرگ‏های آرام رهبران فلسطینی:

منابع خبری اعتقاد دارند که استفاده از سموم مرگ‌آور و خطرناک که با تاثیر منفی بر روی ارگان‌های مختلف بدن که مرگی تدریجی و بی سر وصدا را به همراه دارد، در موساد و شبکه‌های اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی رواج دارد. مرگ مشکوک ‘ودیع حداد’، بنیان‏گذار جنبش ملی‌گرایان عرب و از مهم‏ترین مبارزان فلسطینی در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ م.، ‘خالد مشعل’ از فرماندهان حماس و رییس دفتر سیاسی این حزب که ناکام ماند و ‘محمود المبحوح’ از رهبران حماس،ازجمله افرادی هستند که گفته می‌شود همگی قربانی ترورهای خاموش سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی شده‌اند. یاسر عرفات، رهبر جنبش آزادی بخش فلسطین نیز ازجمله کسانی است که گمان می‌رود موساد در ماجرای مرگ وی نقش داشته است.

 

منبع:سایت وزارت اطلاعات 

 

برگرفته شده از: مجله موعود شهریور و مهر ماه ۱۳۹۴ شماره ۱۷۵ و ۱۷۶ 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

لطفا جای خالی را با مقدار مناسب پر کنید. *