آخرین خبرها
خانه / اسلایدر صفحه اول / تن مپوشانید از باد بهار

تن مپوشانید از باد بهار

گفت پیغمبر ز سرمای بهار
تن مپوشانید یاران زینهار

زانک با جان شما آن می‌کند
کان بهاران با درختان می‌کند

لیک بگریزید از سرد خزان
کان کند کو کرد با باغ و رزان

راویان این را به ظاهر برده‌اند
هم بر آن صورت قناعت کرده‌اند

بی‌خبر بودند از جان آن گروه
کوه را دیده، ندیده کان* به کوه

آن خزان نزد خدا نفس و هواست
عقل و جان عین بهارست و بقاست

پس به تاویل این بود کانفاس پاک
چون بهارست و حیات برگ و تاک

مولانا، مثنوی، دفتر اول

_____________________

* کان= گوهر، سنگ‌گرانبها

کدمطلب: M97010501

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

لطفا جای خالی را با مقدار مناسب پر کنید. *