ورود به بانک پرسش و پاسخ
بنر
بنر
بنر
عطاری و فرهنگ دارویی ایرانیان چاپ فرستادن به ایمیل

بسم الله الرحمن الرحیم
فرهنگ و تمدن اسلامی سرزمین پرافتخار ایران با طلوع خورشید اسلام، درخشش خود را آغاز کرد.
یکی از مهم ترین دستاورد های این تمدن بزرگ، طب سنتی ایران یا طب ایرانی- اسلامی است، این مرز پرگهر گهواره ی رشد و بالندگی هزاران دانشمند و نابغه ی بزرگ مانند رازی، ابن عباس اهوازی،ابن سینا و عقیلی است که کتاب هایشان در اقصی نقاط عالم صدها سال به عنوان کتاب های درسی دانشگاه های بزرگ طب در دنیا، تدریس می شد، طب ایرانی با گنجینه ای نزدیک به 18000 عنوان کتاب طبی، غنی ترین مکتب طب سنتی دنیاست، فرهنگ پزشکی غنی ایرانیان تا زمان رضا خان دیکتاتور که طب سنتی را رسما غیر قانونی اعلام کرد، در زندگی تک تک افراد حضوری زنده و موثر داشت.

طب سنتی ایران، یک مکتب طبابت طبیعی و به مقتضای فطرت و خلقت انسان است. ابتدا راه سالم زیستن را در دستورهای ششگانه ضروری یعنی تغذیه و آشامیدنی، هوا و تنفس، الگوی دفع، فعالیت جسمانی و استراحت، خواب و بیداری و حالت های روحی روانی، به مردم عرضه می کند، دستورهای حیاتبخش و بسیار مفید این پزشکی عمیق و ریشه دار، سلامت جسمی – روانی و سعادت فردی و اجتماعی را بدنبال دارد. پس از آن دستورات دارویی و روش درمانی این مکتب طبی در درمان تعداد زیادی از بیماری ها در حد اعجاز اثر می کند.
فرهنگ پزشکی جوامع مختلف دنیا همیشه پابه پای فرهنگ معنوی و دینی و موازی با آن در طول تاریخ حرکت کرده است قرار دادن علم ابدان در کنار علم ادیان گواه این حقیقت است(1) که طب و طبابت، بسیار فراتر از یک پیشه و یا دانش متداول بشری است، استفاده از واژه حکیم به جای طبیب در فرهنگ طبی ایران موضوع قابل تاملی است، حکیم از ریشه حکمت به مفهوم دانش فراگیری است که نه تنها محیط و همه جانبه است بلکه هر چیز را در جای خویش و در زمان مناسب بکار می گیرد، به تعبیر دیگر همانند نظام خلقت الهی ملائم وسازگار با جسم و روح آدمیان می اندیشد و عمل می کند بنابراین اطباء همیشه بالاترین درجات اجتماعی را به خود اختصاص می دادند، حکیم، همواره شخص فاضل و پاکدامنی بوده است که با شخصیتی موقر در دل همگان جای داشته است و الگوی علمی و عملی جامعه محسوب می گردید. تعبیر مولوی از طبیب واقعی در داستان اول مثنوی، کسی است که هم علمی شگفت انگیز دارد و هم بهره ایی از عنایت و قدرت الهی را در دل و جان خویش جای داده است، به گونه ایی که همه را شیفته و شیدایی خود می سازد، اما افتراقی هول انگیز و ستمی تاریخی، طبابت و حکمت را در مطلع رنسانسِ اروپا، متلاشی وتکه تکه ساخت. نقطه عطف این آغاز شوم، هتاکی و هجوم غیر علمی پارسلس اروپایی به ابن سینا بود.


پارسلس شیمی دان و پزشک سوئیسی در مراسم سوزاندن کتاب قانون در آتش و سخنرانی مشهور خود اعلام کرد:
«با کمال بی ادبی به شما می گویم موهای پشت سرمن بیش از همه ی دانشمندان شما(مسلمانان) معلومات دار تر است و تکمه ای در کفش من از ابن سینا خردمندتر است» آنگاه قانون را در جمع به آتش کشید(2) تا نماد طلوع اندیشه ماشین گرایی در حوزه پزشکی باشد، ژولیان دلامتری پزشک فرانسوی قرن 18 که بر اثر پرخوری قارچ و گوشت مرد، اعلام کرد که پس بگذارید شجاعانه چنین نتیجه بگیریم که انسان یک ماشین است. (3) این اندیشه حکمت و طبابت را به سطح شغل مکانیکی ماشین تنزل داد، از این به بعد هر کجا در بدن مشکلی دارد یک مولکول یا ماده شیمایی طراحی کن به آنجا برود و این نقص را پر کند یا بدن را باز کن و جراحی انجام بده، در کنار پزشکی دارو سازی به عنوان شغل قطعات یدکی ماشین بدن به وجود آمد و روح لطیف و فراگیر حکمت و طبابت که زمانی نوید بخش سعادت و سلامت بود به شغل خشک و بی روح و خشنی تبدیل شد که به وسیله ارتزاق و مایه فخر فروشی و تبختر تبدیل گردید.
انفکاک داروسازی از پزشکی، رابطه پزشک و بیمار را برای همیشه قطع کرد، انسانهای مختلف با طبایع، روحیات وشرایط بسیار متفاوت همه مانند موجودات ماشینی به یک مکان به نام داروخانه مراجعه می کنند وعلیرغم تفاوت های خَلقی و خُلقی همه یک دارو را دریافت می نمایند، و پس از مدتی سرخورده از درمان با یک کیسه دارو های شیمیایی یا به قول عامه مردم قرص های گچی مجدداً به پزشک مراجه می کنند.
این پیچش ناهموار علم پزشکی علیرغم رشد تکنولوژیک وسایل تشخیصی در نهایت با این حقیقت تلخ مواجه شد که اندیشه ماشین گرایی و داروهای شیمایی، بشر را به ورطه خطرناکی کشیده است به قول معروف آش آنقدر شور شد که صدای آشپز هم درآمد.
در سال 2003 مقاله انجمن پزشکان آمریکا با نام جنگ داروها منتشر شد در این مقاله آمده است یک داروی ساده مانند "بروفن" سالیانه موجب 7600 مورد مرگ و 76000 مورد بستری بیمارستانی است. پس بهتر است به جای عنوان تخیلی جنگ ستارگان با زمین از جنگ داروها با بشریت سخن بگوییم.

سازمان بهداشت جهانی WHO به عنوان مهم ترین مرجع علمی پزشکی دنیا در سال 2002 استراتژی طب سنتی را مجدداً به جهانیان اعلام نمود که طب سنتی ممالک گنجینه عظیمی از تجارب و معارف درمانی بشر ی است که باید مورد بازنگری و استفاده قرار گیرد، طب سنتی با چهار ویژگی اقبال عمومی، کم عارضه بودن، در دسترس بودن و ارزان بودن در خور آن است که وارد سیستم های پزشکی جوامع مختلف شود و طبیعتاً سیستم در دسترس بودن دارو به مفهوم همان عطارهایی طب سنتی است، در غیر این صورت ضوابط داروسازی شیمیایی در دسترس بودن را همانطور که خواهیم گفت بسیار محدود خواهد کرد. این موضوع به نکته بسیار مهمی به نام فرهنگ پزشکی و مصرف دارویی برمی گردد که توضیح داده خواهد شد. با گسترش استعمار غربی از قرن نوزدهم به بعد، موج فرهنگ پزشکی مکانیستی و شیمیایی وارد کشورهای جهان سوم ودر حال توسعه شد. حاکمان این ممالک که سیاست های استعماری را دیکته می کردند استفاده از طب سنتی و طبیعی را ممنوع و از نظر قانونی، جرم اعلا م کردند , در زمان حکومت دیکتاتوری پهلوی اول در ایران طبابت به شیوه سنتی جرم اعلام گردید و هر کس را که مبادرت به این نوع درمان می نمود، مستحق مجازات می دانستند , اما در کشورهای غربی استفاده از داروهای طبیعی و طب سنتی و مکمل نه تنها جرم نبود بلکه به عنوان اقدام عاقلانه و سلامت جویانه تلقی شد طبق آمار سازمان بهداشت جهانی نزدیک به 75% مردم در کشوری صنعتی پیشرفته متمایل به گیاهان دارویی و طب مکمل و سنتی هستند.
از دیدگاه سازمان بهداشت جهانی 3 گروه از کشورها را بر مبنای بر خورد با طب سنتی می توان دسته بندی کرد
1- سیستم Integrative یا فراگیر یا تلفیقی در این سیستم ها طب سنتی و مکمل کاملا شناخته شده و در همه ی زمینه های برنامه ریزی مراقبت بهداشتی و درمانی شرکت می کند، مانند چین، کره و ویتنام
2- سیستم Inclusive طب سنتی را به رسمیت می شناسد اما به طور کامل در همه ی جنبه ها وارد نشده است مانند کانادا و انگلستان
3- سیستم Tolerent تحمل گر: سیستم مراقبت بهداشتی و درمانی بر اساس طب جدید بنا نهاده شده اما بعضی فعالیت های طب سنتی و مکمل توسط قانون های مربوطه تحمل می شود(4) .
در سیستم های نوع اول و دوم که آموزش و درمان و داروهای طبیعی و گیاهی و سنتی در آنها رسما در دانشگاهها تدریس بر مبنای قوانین وزارت بهداشت و درمان و تدابیر ویژه، طب سنتی و مکمل را در اختیار مردم قر ار می دهد در این سیستم ها قوانین داروهای طبیعی نیز دسترسی و عرضه آنها را سهل الوصول می کند
اگر آموزش دانشگاهی جزو سیستم Inclusive است در ایران عملا با محدود سازی جزو سیستم tolerant می باشد.
در سیستم های تحمل گر بنا بر آنچه سازمان بهداشت جهانی بیان می کند , طب سنتی و مکمل جایگاه قابل توجه و رسمی در خدمات بهداشتی درمانی ندارند و سیستم بنا به اجبار و تقاضا های مردم و علاقمندان طب سنتی به ناچار و تحت قوانین سخت در حد محدودی به این نوع از طبابت مجوز می دهد .
در سیستم های بسته همچنان مسیر بسته و ممنوعیت ها پا برجاست متاسفانه در کشورهای درحال توسعه که برخوردار از غنی ترین تجارب و سرمایه های علمی طب سنتی هستند , تحت فشار سیستم های تحمل گر یا بسته از ارائه داشته های خود باز می مانند , و با بر چسب های خرافی، غیر علمی، خطرناک و غیره از گردونه ارائه خدمات پزشکی خارج می شوند .
هر آنچه تا به حال گفتیم فقط جنبه ایی یا گوشه ای از صدمه پزشکی ماشینی بود که به پیکره پزشکی طبیعی وارد کرد , اما خسارتی عمیق تر و پنهان تر از این دامنگیر ساکنان مشرق زمین و قاره های آسیا و آفریقا شد , این ضرر عظیم چرخشی فرهنگی در مفهوم سلامت و حوزه های آگاهی از آن بود زیرا پس از بروز پزشکی شیمایی که به امری شغلی و تخصصی تبدیل گردید , سلامت آدمیان رها شد به این معنا که در پزشکی مزاجی و طبیعی، طب، علم حفظ سلامتی و پس از آن درمان بیماری بود , پس حکیم در تمامی لحظات زندگی افراد حضور داشت حضور همیشگی حکیم در اذهان و قلوب موجب می شد که تمامی مردم به علت این تماس مداوم و نیاز به روش حفظ سلامتی , در تمامی جنبه های زندگی از نوعی آگاهی و فرهنگ برخوردار باشند , تمامی گذشتگان مفهوم سردی و گرمی , غذای لطیف و کثیف , قولنج و هیضه و صدها موضوع دیگر را که مربوط به سلامت و بیماری بود می دانستند , به عبارت دیگر فرهنگی گسترده و فراگیر از مفاهیم و مقولات پزشکی بین مردم وجود داشت , بزرگان یک منطقه و افراد شاخص، و افراد مسن در نقاط مختلف کشور از اصول حفظ سلامت آگاه بودند. علم طب چه در صورت افواهی و محلی و چه در قالب یک سیستم پزشکی جامع همیشه حضوری پررنگ داشت. تمامی مردم در مورد غذا , آشامیدنی , ظروف , حتی چگونگی آشپزی ,لباس های فصلی , طرز بنای منازل , آب سالم و غیر سالم و صدها مطلب ضروری دیگر اطلاع کافی و وافی داشتند بزرگان فامیل بیماری های شایع و متداول و فصلی را به سادگی با ساده ترین ترکیبات گیاهی معدنی و حیوانی درمان می کردند و هزینه بسیار عظیمی که صرف داروهای رنگارنگ و مضر شیمایی می شد وجود نداشت در مرحله های بالاتر در بیماریهای پیچیده و مشکل، حکما مداوماً بین مردم حضور داشتند و به درمانهای موفق دست می زدند که نزدیک به هیجده هزار کتاب منبع طب سنتی به جای مانده از آنان اثبات کننده این حقیقت است , با نگاهی کوتاه به مخزن الادویه عقیلی که گوهری از این اقیانوس متلاطم است در می یابیم که هزاران دارو و روش درمانی موثر گذشتگان ما که امروز نیز قابل اثبات و استفاده است چگونه در چرخش فرهنگ طبی , به کنار گذاشته شد و غیر منصفانه رها گردید و بلا استفاده شد و شرقیان با کوزه پر از آب خویش , تشنه لبان به دنبال سراب غربیان راه افتادند , نه قطره ایی از آن چشیدند نه گذاشتند کسی قطره ایی بنوشد .
امروز یکی از مهم ترین افتخارات کشورهای صنعتی آن است که سرانه مطالعه مردم ما بالاست و اکثریت مردم درحد یک پزشک عمومی، آگاهی طبی دارند , چگونه است که فرهنگ عمومی پزشکی اینچنین ستوده می شود اما صاحبان این مجموعه غنی پزشکی مزاجی از آن محروم می شوند هدف از این مقدمه پرداختن به بحث عطاریها و ارتباط آن با سیستم پزشکی و فرهنگ سلامتی است در جامعه ایی که علاقمند به گسترش فرهنگ طب سنتی یا طبیعی باشد , حضور عطاریها اجتناب ناپذیر است همانطور که قبلا گفته شد ما دو سطح از طبابت طب سنتی را لاجرم هموار ه خواهیم داشت .
سطح اول آگاهی از طبایع و تغذیه و آشامیدنی و روش های زندگی است همان چیزی که امروزه غربیان به آن life style یا سبک زندگی می گویند در این سطح تمامی مردم مجدانه در حفظ سلامتی خود تلاش می کنند تعداد زیادی از بیماریهای ساده و بسیار شایع و بسیار متداول به سادگی با تغذیه و آشامیدنی سالم یا داروهای ساده گیاهی و معدنی و حیوانی قابل درمان است این فرهنگ طالب مراکز متعدد عرضه داروهای طبیعی است که ما اصطلاحا عطاری می گوئیم .
سطح دوم که پزشکان طب سنتی هستند در بیماریهای سنگین و پیچیده دخالت می کنند بسیاری از ترکیبات تجویز , این پزشکان نیز در عطاری قابل عرضه است سازمان بهداشت جهانی در سال 2002 استراتژی خود را راجع به طب سنتی کشورها بویژه طب سنتی ایران اعلام نمود،در بیانیه این سازمان آمده است: استقبال از طب سنتی و مکمل روز به روزدر جهان افزایش می یابد در کشورهایی مانند چین بیش از 80 درصد مردم و در کشورهای پیشرفته صنعتی از 48 تا 75 درصد مردم نسبت به درمانهای طب سنتی و مکمل تمایل دارند، این اقبال روز افزون مردم به علت ناامید شدن از عوارض داروهای شیمیایی، به بن بست رسیدن فرضیات طب جدید و تمایل به افزایش کیفیت زندگی و درمان بیماری های مزمن است.
از آنجا که طب سنتی یکی از روش های مراقبت بهداشتی سهل الوصول و در دسترس در اغلب کشورها است که سازمان بهداشت جهانی طرحی دارد آن را در برنامه های بهبود بهداشت ادغام می نماید.
با افزایش سن جمعیت در جهان بروز بیماری های مزمن نیز در حال افزایش است و طب سنتی و مکمل یک راه حل بالقوه برای بسیاری از بیماریها است در حقیقت کشورهای توسعه یافته روز به روز به شمار کسانی که از طب سنتی و مکمل در کنار طب جدید یا به جای آن ، برای شکستن دردهای مزمن یا بهبود کیفیت زندگی استفاده می کنند افزون می شود.(5)

اهداف who با محوریت طب سنتی و مکمل از 2002 تا 2005 :
1. ادغام صحیح طب سنتی و طب مکمل با سیستم بهداشتی درمانی کشورها با توسعه ی سیاستگذاری
2. افزایش دسترسی و ارائه ی خدمات طب سنتی و مکمل به جامعه با توجه ویژه به اقشار کم درآمد
3. ترویج منطقی و مناسب استفاده از طب سنتی در میان کارگزاران و مصرف کنندگان
4. محافظت و صیانت از دانش بومی طب سنتی و کمک به کشورها در راستای حفظ دانش بومی طب سنتی- با ثبت و نگهداری دانش سنتی بومی و توسعه ی کتابخانه های طب سنتی دیجیتالی
5. شناسایی نقش شاغلین حرف طب سنتی در مراقبت های بهداشتی حمایت از شناسایی کارکنان طب سنتی در سیستم بهداشتی درمانی با تشویق گفتمان بین کارکنان طب سنتی و جدید
6. افزایش تعداد سازمانهای ملی طب سنتی
7. ارائه راهنمایی برای فعالیت های مناسب کشاورزان گیاهان دارویی
8. آموزش پایه ی روش های درمانی شایع طب سنتی به کارکنان طب سنتی
WHO در ادامه می گوید:
تمایل به طب سنتی با خصوصیات موثر بودن، ارزان بودن، کم عارضه بودن و دسترسی آسان باید حمایت و تقویت شود و باید کارکنان و افراد باتجربه در زمینه طب سنتی حمایت شوند و اقداماتی انجام شود تا طب سنتی کشورها وارد سیستم پزشکی- بهداشتی آنان شده آموزش داده شود و اجراء گردد (6) .
آنچه بیان نمودیم توجه سازمان بهداشت جهانی به طب سنتی کشورهاست!
ما چه کرده ایم؟
ما که غنی ترین مکتب طب سنتی دنیا را داریم، ما با کارکنان و خدمت گزاران این طب چه کرده ایم، چه حمایتی از آنها می کنیم؟
چرا هنوز مکتب طب سنتی ایران را که تماما به دست نوابغ ایران رشد و نضج یافت به نام طب عربی در دنیا معرفی می کنند؟
چرا به تمامی پزشکان و طبیبان سنتی که سالها در این مرزو بوم خدمت کرده اند هیچ توجهی نشده است
چرا این دانش عظیم بومی را سازمان بهداشت جهانی باید به ما اطلاع بدهد که دانش بومی طب سنتی شما بسیار با ارزش است باید حفظ شود و اشاعه یابد؟
چرا عطاران را که خشت های اصلی این ساختمان رفیع طبی و عامل ترویج فرهنگ طب سنتی ایرانیان بوده اند این چنین مطرود کرده ایم و جزو صنف خرازی ها قلمداد کرده و با تحقیر آنان و محدودیت بسیار زیاد عملا از عرضه داروهای طبیعی به مردم درمانده شده اند تا به جای آن داروهای شیمیایی با آن اوصاف که گذشت در آن حجم بزرگ به مردم عرضه شود.
واژه عطار از ریشه عطر به معنای بوی خوش است، طب سنتی ایران پرورش دهنده حکیم است، حکیم انسانی است با شخصیت معنوی و آگاهی و تسلط و احاطه علمی بر جسم و جان انسانها که راه سلامت زیستن و مبارزه با بیماری را به آنها یاد می دهد حکیم نزد مردم جذاب و دوست داشتنی است و داروهای طبیعی که با رائحه ی طبیعی به مردم عرضه می شود بوئی خوش و جذاب دارند پس نام آنانکه این هدیه سلامتی را به مردم می دهند عطار گذاشته اند، عطر داروهای طبیعی در مقابل بوی نا مطلوب داروهای شیمیایی و بوی بیمارستان که همه از آن گریزانند، سمبل عطارهای ما عطار نیشابوری است که هم طبیب جان است و هم طبیب جسم و هم داروی گیاهی و معدنی را به مردم می دهد.
اگر بخواهیم فرهنگ پزشکی ایرانی را بار دیگر زنده کنیم
باید با یک بازنگری جدی در طب سنتی ایران و فرهنگ سازی استفاده از آن در بین عموم مردم اولین گام را برداریم.
یکی از اساسی ترین عناصر و خشت بناهای اصلی ما در بازسازی و اشاعه فرهنگ طب ایرانی – اسلامی، صنف عطاران هستند.
در حضور فرهنگ طب سنتی و طبیعی در جامعه , عطاری نیز جایگاه ویژه ای خواهد داشت , تفکیک مکانیستی طب الوپاتیک و فارماکولوژی , با تخصصی کردن حوزه های پزشکی و داروسازی انفکاکی همیشگی بین پزشک و بیمار و داروساز ایجاد کرد , ضوابط ویژه طب و داروسازی شیمایی که بوسیله وزارتخانه های بهداشت به داروسازان دیکته می شود در حوزه طب سنتی مفهومی ندارد با توجه به آنکه ساختار وزارت بهداشت در برابر نقش موثر طب سنتی بصورت بنیادین یک ساختار تدافعی و بسته است , عطار را در تعاریف پزشکی خود نخواهد داشت , اگر همچنان با عینک وزارت بهواشت ایران به عطاری نگاه کنیم , تصویری نامفهوم و موجودی نا معلوم بروز خواهد نمود , ایجاد مسئولیت فنی یا سپردن امر عطاری به دارو سازها چند مشکل عمده ایجاد خواهد کرد .
1- داروهای متنوع و موثر طب سنتی دچار محدودیت و طرد خواهند شد
2- رابطه بین پزشک و عطار و مردم مانند سیستم پزشکی شیمایی به ارتباطی مکانیکی تجاری و خشک تبدیل می شود که آن را از رونق خواهد انداخت .
3- به ساختار داروسازی و عطاری طب سنتی لطمه خواهد زد زیرا از طرفی عطاری منحصر به دارو سازی خواهد شد که ضوابط آن را نمی تواند تعریف کند و از طرف دیگر دسترسی به دارو را برای مراجعات معمولی مردم دچار مشکل خواهد ساخت زیرا هدف در دسترس بودن در صورتی خواهد بود که داروخانه با سیستم طبی یکی باشد که در اینجا نیست .
4- آثار فرهنگی در خواست گیاهان دارویی و مواد طبیعی دچار افول خواهد شد و بتدریج رنگ می بازد , هر چند در جامعه بطور یقین مردم به این روند طبیعی ادامه خواهند داد .
5- مخارج بسیار سنگینی به مردم و کشور تحمیل می شود زیر ا از نقطه نظر اقتصادی , ترویج طب سنتی و گیاهان دارویی میلیاردها دلار صرفه جویی ارزی ایجاد می کند .
6- تعداد بسیار زیادی از مردم بیکار خواهند شد . زیر ا در تهران بر ای نمونه نزدیک به 2500 عطار دار یم و به تبع این عطار یها تعداد بسیار زیاد دیگری از مشاغل ارتزاق می کنند و این خود موجب لطمه اقتصادی قابل توجهی خواهد شد .
7- پل ارتباطی بین هزاران فرد باتجربه و تهیه کننده و کشتگر با مردم و اطبا قطع می شود که همان عطاری ها باشند
سازمان بهداشت جهانی در استراتژی طب سنتی می گوید یکی از مهم ترین چالش های ما آن است که بتوانیم استفاده از طب سنتی را برای همه ی مردم سهل الوصول سازیم.

و جواب این چالش در مکتب طبی بزرگ ایران آماده است.
عطاران حلقه ی واسط مردم و طبیبان هستند؛ پیام و داروی نجاتبخش طبیعی را به مردم تقدیم می کنند و از پیام آوران و پیشگامان سلامت جامعه و از مهم ترین عاملان تحقق آرزوی بازگشت مجد و عظمت ایرانیان خواهند بود.

والسلام
موسسه پژوهشی درمانی احیاء طب جامع ایرانیان


منابع:
1) برگرفته از حدیث پیامبر اکرم (ص) العلم علمان علم الادیان و علم الابدان
2) دایره المعارف ویکیپدیا: تاریخچه ی پزشکی ایران طب شیمیایی در مقابل طب مزاجی صفحه ی 101
3) Duan.p.schult3 history of modern psychology Harcout brace Jovanovich Inc 1985
4) سازمان بهداشت جهانی (WHO): استراتژی طب سنتی ترجمه ی دکتر حسین رضایی زاده صفحه ی 27
5) سازمان بهداشت جهانی : استراتژی طب سنتی ترجمه ی دکتر حسین رضایی زاده صفحات 15 و 16 و92 و 93
6) سازمان بهداشت جهانی : استراتژی طب سنتی ترجمه ی دکتر حسین رضایی زاده صفحات 92 و 93 و 95 و 96

 

دیدگاه شما

Feed
  1. سلام .
    مطالب بسیار عالی و آموزنده است
    و من الله التوفیق . . .

افزودن نظر


    • >:o
    • :-[
    • :'(
    • :-(
    • :-D
    • :-*
    • :-)
    • :P
    • :\
    • 8-)
    • ;-)

    معرفی

    دکتر حسین روازاده

    دارای مدرک پزشکی عمومی از دانشگاه تهران به شماره نظام پزشکی 58290

    زبان سایت

    English Arabic French German Turkish Persian

    جستجو گوگل



    در سايت احياي سلامت
    در كل اينترنت

    تبلیغات

    به زودی امکان پذیرش تبلیغات فراهم میگردد.

    سایت رسمی دکتر روازاده , طب سنتی و حجامت و احیای سلامت و درمان مشکلات ناباروری

    مرجع طب سنتی و دارو های گیاهی ، خواص حجامت مورد تایید دکتر روزاده

    خواص حجامت و خواص زالو درمانی , درمان زود انزالی و مشکلات ناباروری مورد تایید دکتر روازاده