تب و عرق(خوی)

برخی اصطلاحات پزشکی در ادبیات فارسی و تاثیر آنها در اشعار و متون

«عرق (خوی)مایه ی آبگونی است که از هر غده ی عرق ترشح می شود و ترشح آن وسیله ی دفع مواد زاید است در عین حال در تنظیم دمای بدن نقش دارد.

تبخیر عرق از سطح پوست اثری خنک کننده دارد. بنابراین افزایش دمای بدن به ویژه هنگام تب سبب افزایش تعریق می شود.2»

1-گرچه شیرین و دلکش است رطب
نخورد طفل اگر بداند تب
اوحدی

تب زدگان را نه حلوا به است
خوردن گشنیز ز حلوا به است
امیر خسروی دهلوی

2-فرهنگ پزشکی آکسفورد/624

به گفته ی ابن سینا « برخی از روی آورهای بد و ناپسند در بیماری تب های شدید بر بیمار روی می آورند از قبیل لرز وتکان بی اراده، سرما،چندش،عرق کردن زیاد،عطسه و … »
قانون/4/89

وی توصیه می کند: « اگر بیمار تب دارد در حالت بحران است و بسیار عرق کرده است تا سرحد امکان نباید کاری کنی که عرق کردن متوقف شود… .

زیرا اگر بیمار عرق را به وسیله ی دستمال و غیره از خود مسح کند عرق بیشتر و بیشتر می آید اما اگر آن را برنچیند و به حال خود بگذارد عرق کردن خود به خود خاتمه می یابد.»
همان/92

طفل غنچه عرق آورده ز تب بر رخ از آنک
مادر ابر همی اشک برو بارد زار
انوری/1/188

تب کرده اثر در گل عنبر بارت
آنک خوی تب نشسته بر گلزارت
خاقانی/709

اصطلاحات پزشکی در فرهنگ و ادب پارسی، دکتر اکرم گلشنی                   


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برای برقراری امکان تعامل با شما کاربر محترم خواهشمند است شماره همراه خود را در فیلد مربوطه وارد نمایید.شماره موبایل شما در سایت منتشر نخواهد شد.

لطفا جای خالی را با مقدار مناسب پر کنید.حاصل همواره عددی مثبت است. *

دکمه بازگشت به بالا