آخرین خبرها
خانه / اسلایدر صفحه اول / حکایات احوال بیماران حکیم رازی بخش اول: دمل کلیوی که در لگنچه باز شده
حکایات احوال بیماران حکیم رازی بخش اول: دمل کلیوی که در لگنچه باز شده

حکایات احوال بیماران حکیم رازی بخش اول: دمل کلیوی که در لگنچه باز شده

بنام خداوند جان و خرد

حکایات و قصه هایی از احوال بیماران مراجعه کننده به محمد ابن زکریای رازی

مطالب پی در پی و متوالی که به صورت دوره ای به سمع و نظر مخاطبان می رسد تاریخچه ها و حکایات طبی است که رازی پزشک نامی ایران در هزار و اندی سال قبل بر اثر تجارب و مشاهدات خود بر روی بیماران برشته تحریر درآورده است. که در رساله ای به نام قصص و حکایات المرضی آمده است.

  

تاریخچه اول

دمل کلیوی که در لگنچه باز شده

عبدالله بن سواده[۱]مبتلی بهتبهای مخلوط شش روز در میان و زمانی یکروز[۲]در میان و چهار روز در میان[۳] و گاهی هر روزی[۴] بود و قبلاز تب و لرز مختصر مینمود و بدفعات زیاد ادرار میکرد.

چنین نظردادم که این تب ها باید به ربع[۵] مبدل گردد، یا آنکه ممکن است بیمار دملی در کلیه ها داشته باشد.

پس از اندکی چرک با ادرار از بیمار خارج شد، بدین جهت او را از عدم عود تبها آگاه نمودم و چنان شد. علتی که مرا در ابتدا مانع شد که نظر قطعی دهم، که بیمار دمل[۶] (زخم) در کلیه ها دارد، این بود که بیمار قبلاً مبتلی به تبهای یکروز در میان و نوع دیگر تبها شده بود و گمان می نمودم که این نوع تب مخلوط باید از تورم و التهاب حاصل شده باشد، و ممکن است به تب ربع شدید مبدل گردد.

فراموش کردم از مریض سئوال کنم که وقتی بر میخیزد احساس سنگینی در ناحیه کمر میکند یا خیر؟ بیمار هم در این باب اظهاری نکرد.

زیادی ادرار گمان مرا برای وجود دملی در کلیه ها تقویت نمود. من از اینکه پدر بیمار مبتلی به ضعف مثانه بوده و از این درد می نالیده و نیز در مواقع سلامت بهمین درد[۷] مبتلی بود اطلاعی نداشتم.

بنابراین برماست که از دقت کامل در این قلیل موارد غافل نباشیم و نهایت مراقبت را انجام دهیم، ان شاء الله تعالی.

وقتی که چرک در ادرار بیمار دیده شد، مدرات برای او تجویز نمودم، تا اینکه ادرارش از چرک صاف شد، سپس گل مختوم[۸] و کندر[۹] و دم الاخوین[۱۰] خورانیدم، تا بیماریش رفع گردید و در عرض دو ماه سریع و کامل معالجه شد.

چون بیمار ابتدا از سنگینی ناحیه کمر شکایت ننمود، مرا هدایت کرد که دمل کلیه اش بایستی کوچک باشد. اما پس از آنکه چرک در ادرارش پیدا شد از او سئوال کردم آیا چنین حالتی احساس کرده بودی؟

گفت: آری.

زیرا اگر دمل بزرگ می بود قطعاً خود بیمار از آن شکایت مینمود و تخلیه سریع چرک نشان داد، که زخم بایستی کوچک باشد.

اطباء دیگر حتی پس از ظهور چرک در ادرار چیزی از حالت او درک ننموده بودند (تشخیص نداده بودند)[۱۱].

 [۱]نکته مهمی که در این تاریخچه بمانند اغلب تاریخچه های دیگر رازی دیده میشود، ذکر نام وهویت بیمار است.

چنانکه میدانیم امروز هم عموماً نام بیماران در شرح حال و تاریخچه بیمارستان در بایگانی بیمارستانها و کلینیکها دیده میشود، منتهی در رسالات چاپی فقط کلمه اول نام بیمار از نظر رازپوشی که در آئین پزشکی حکمرفرماست، دیده میشود.

نگارش این قبیل تاریخچه های طبی در دوران طب اسلامی یادگار رازی است، اما شرح حال و تاریخچه های طبی قبل از رازی توسط طبیب بزرگ یونانی بقراط حکیم در کتب تاریخ طب و تذکره ها آمده است.

[۲]  حمای غب (Fievre tierce)

[۳]  وه- حمامی ربع (Fievre quarte)

[۴]  حمای یوم (Fievre quotidienne)

[۵]  وه- حمامی ربع (Fievre quarte)

[۶]  در متن عربی خراج آمه است، که مقصود دمل یا زخم میباشد، معادل خراج در زبان فرانسه (Anthrax) است.

[۷]  یعنی ضعف مثانه.

[۸]  گل مختوم ( Terre sigilleeکه لاتینی آن، Terra sigillata است).

[۹]  کندر که بزبان فرانسه Encens گویند.

[۱۰]  که آنرا بفارسی خون سیاوشان و بفرانسه Sang dragon گویند.

[۱۱]  از تاریخچه اول چنین مستفاد می گردد که در حقیقت رازی با دقت بسیار به تشخیص تفکیکی بیماری پرداخته است.

مرحوم پرفسور ادوار براون این تاریخچه رادر کتاب طب اسلامی ترجمه نموده و از عهده آن بخوبی برآمده است. ایضاً مرحوم دکتر ماکس میرهوف در حواشی رساله خود نگاشته اند: « این مورد توسط پرفسور ادواربراون ترجمه گردیده است، اشکالات زیادی برای او پیدا شده ولی توانست طبیعت کلی مرض را بشناسد و در ترجمه او همانطور که قبلاً ذکر شد ما مجبور هستیم بجای لفظ زخم کلمه دمل و بجای زخم کم فقط دمل کوچک جانشین نمائیم. ما بدین ترتیب یک فکر روشن راجع به مرض بدست میاوریم که عبارت بود از دمل کلیوی شناخته شده بواسطه تبهای غیر منظم و بالاخره سوراخ شدن آن (راه یافتن) در لگن کلیوی».

میرهوف گوید: « قضاوت همکاران قاهره برای کارهای رازی در این مورد آنستکه رازی بدون کمک وسائل جدید شیمیائی و میکرسکپی توانسته است، تمام این ملاحظات را انجام دهد».

حقیقت هم چنین است یعنی رازی در آن روزگار بدون استعانت به وسائل شیمیائی و میکروسکپی کنونی با کمال دقت بیمار و وضع حال او را در نظر داشته و باصطلاح خوب تفتیش نموده و توانسته است مشی بیماری را از ابتدا تا انتها با مراقبت کم نظیری مطالعه نماید.

box type=”note”] (منبع: کتاب قصص و حکایات المرضی از حکیم محمد ابن زکریای رازی – ترجمه و اهتمام دکتر محمود نجم آبادی) [/box]

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

لطفا جای خالی را با مقدار مناسب پر کنید. *