آخرین خبرها
خانه / اسلایدر صفحه اول / عشق به اهل بیت علیه السلام و بصیرت در دین
عشق به اهل بیت علیه السلام و بصیرت در دین

عشق به اهل بیت علیه السلام و بصیرت در دین

یکی دیگر از یاران مام حسین علیه السلام «شوذب» بود که مردی عابد و مخلص و از کسانی بود که برای شیعیان کوفه از امام علی علیه السلام حدیث نقل می کرد. او جنگجوی نام آوری بود که در جنگهای امام علی علیه السلام؛ یعنی جمل، صفین و نهروان شرکت داشت. این یار با وفای سیدالشهدا علیه السلام در کهنسالی عابس را از کوفه تا مکه برای رساندن نامۀ مسلم به امام همراهی کرد و با آن بزرگوار به کربلا آمد. در روز عاشورا، پس از شهادت «حنظله بن سعد»، عابس که خود از یاران وفادار امام بود، از شوذب پرسید: چه فکری در سر داری و چه می خواهی بکنی؟ گفت: در کنار تو و برای یاری فرزند رسول خدا علیه السلام می جنگم تا کشته شوم. گفت: اکنون که چنین تصمیمی داری، خدمت امام برو. شوذب به حضور امام علیه السلام رسید و پس از سلام و کسب اجازه از آن بزرگوار به میدان نبرد شتافت و دلاورانه جنگید پس از به هلاکت رساندن گروهی از دشمنان، خود نیز به فیض بزرگ شهادت نایل گشت.[۱]

عشق عابس نیز به امام زمانش به گونه ای بود که به آن حضرت عرض کرد: «به خدا قسم! در روی زمین هیچ کسی برای من از شما عزیزتر و دوست داشتنی تر نیست. نه از افراد نزدیک و نه افراد دور.»

داستان زهیر بن قین، نافع ابن هلال و دیگر اصحاب امام حسین علیه اسلام در شب عاشورا نمونه های دیگری از عشق یاران آن حضرت به مولایشان است. شب عاشورا امام به تنهایی از خیمۀ خویش خارج شد تا از خندقها  وضعیت پشت خیمه هابازدید کند. متوجه شد که «نافع» نیز در پی او می آید. وقتی امام علت بیرون آمدن نافع را پرسید، وی تأکید کرد که برای حفاظت از جان شما آمده ام.

امام هنگام بازگشت به خیام، در حالی که دست چپ نافع را گرفته بود، فرمود: «همان است، همان است. به خدا سوگند! وعده ای است که تخلف ندارد!» اشاره به شهادت خویش در آن سرزمین فرمود.

آنگاه به نافع فرمود: ای نافع! از میان این کوه راهی پیدا کن و خودت را نجات بده. نافع گفت: آقای من! مادرم به عزایم بنشیند، اگر چنین کنم! به خدا هرگز از شما جدا نخواهم شد تا رگهای گردنم قطع گردد. امام از نافع جدا شد و درون خیمۀ خواهرش زینب علیه السلام رفت. نافع ایستاده بود و انتظار امام را می کشید. زینب به برادر عرض کرد: آیا از باطن یارانت اطمینان خاطر داری که هنگام سختی و کشاکش نیزه ها تو را رها نکنند؟ امام فرمود: آری خواهرم! اینان را آزموده ام. تمام آنان دلیر مردانی هستند که شیفتۀ شهادتند، آن گونه که کودک به شیر مادرش مشتاق است.[۲]

نافع که سخنان این خواهر و برادر را شنیده بود، به سرعت نزد «حبیب بن مظاهر» آمد و آن گفتگو و همچنین تعبیر امام را دربارۀ اصحابش برای او نقل کرد. حبیب گفت: به خدا سوگند! اگر خلاف انتظار امام نبود، هم اکنون می رفتم و تا شمشیر در کف دارم، با آنان می جنگیدم.

آن شب به پیشنهاد نافع، حبیب بن مظاهر همرزمان را گرد آوردو از نبی هاشم خواست به خیمه های خود بازگردند و آنچه را که از نافع شنیده بود، بیان کرد. در این هنگام اصحاب امام شمشیرها را از نیام بیرون کشیدند و گفتند: ای حبیب! به خدا قسم اگر دشمن به سوی ما سرازیر شود، سرهایشان را شکار کرده و آنان را به بزرگانشان ملحق خواهیم نمود و نگهبان عترت و ذریۀ پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم  خواهیم بود. حبیب گفت: پس با هم به سوی حرم رسول الله برویم و ترسشان را زایل کنیم. همگی رفتند و بین طنابهای خیمه ها ایستادند. حبیب گفت: سلام بر شما ای سروران ما! سلام بر شما ای خاندان رسالت! این شمشیرهای جوانانتان است که سوگند خورده اند آن را غلاف نکنند، تا اینکه ه گردن بدخواهان شما برسانند، و این هم نیزۀ غلامان شماست که سوگند خورده اند آن را کنار ننهند، مگر اینکه در سینۀ آنان که ندا دهندۀ شما را پراکنده ساختند، بنشانند. در این لحظه امام بیرون آمد و در مقام قدردانی و تشکر از این همه ایثار و فداکاری، به آنان فرمود: «ای اصحاب من! خداوند از سوی اخل بیت پیامبرتان بهترین پاداشها را به شما بدهد!»[۳]

عشق به امام زمان و تبعیت محض از آن حضرت، یکی از ویژگی های اصلی یاوران حضرت مهدی علیه السلام نیز هست؛ امام صادق علیه السلام می فرماید:

«یَتَمَسَّحُونَ بِسَرجِ الاِمَامِ یَطلُبُونَ بِذَلِکَ البَرَکَهَ؛[۴] (شیفتگی آنان به امام زمانشان به حدی است که) بدن خودشان را برای تبرک به زین اسب امام می مالند و بدین وسیله تبرک می جویند.»

و در برابر علاقه به مولای خود و انجام فرامین آن حضرت به گونه ای هستند که پیامبر علیه السلام دربارۀ آنان می فرماید: «مُجِدُّونَ فی طاعَهِ اللهِ و طاعَتِهِ؛[۵] در فرمانبرداری از خدا و امام مهدی علیه السلام سخت می کوشند.» آری! آنها در راستای کمک به آرمانها و منویات و تدابیر امام گام برمی دارند و به دلالت و انگشت اشارۀ او حرکت می کنند.

محمدعلی محمدی شاهرودی

[۱] – پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، جمعی از نویسندگان مرکز تحقیقات اسلامی، معاونت پژوهشی نمایندگی ولی فقیه در سپاه پژوهشکده تحقیقات اسلامی، نشر یاقوت، قم، ۱۳۸۱ش، مدخل شوذب.

[۲] موسوعه کلمات الامام الحسین علیه السلام گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم، نشر معروف، قم، ۱۴۱۶ق، ص۴۰۷٫

[۳] – المجالس الفاخره فی ماتم العتره الطاهره، عبدالحسین شرف الدین موسوی، محمد حسین اصفهانی، دارالموده، قم، ۱۳۸۵ش، ص ۹۲-۹۴٫

[۴] – بحارالانوار، ج۵۲،ص۳۰۸٫

[۵] – همان، ص۳۱۰٫

منبع: ماهنامه مبلغان شماره ۲۱۹ – مهر ۱۳۹۶

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

لطفا جای خالی را با مقدار مناسب پر کنید. *